تبليغاتX
غم تنهایی

 

     بازي روزگار را نميفهمم من تو را دوست مي دارم، تو ديگري را، ديگري مرا و ما همه تنهاييم...

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

اشکهایم را پاک میکنم

وچشم هایم را میشویم

نه برای اینکه جور دیگر ببینم

میخواهم دیگران مرا جور دیگری ببینند

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت 4:40 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

 بدترین نوع فراغ زمانی هست که

  کسی رو که دوست داری در کنار

خودت داشته باشی ولی بدونی

 هیچ وقت نمی تونی مالکش بشی

 (مثل ؟؟)

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت 4:34 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه

دیوار اطاقش پر عکس میشه

اما دلت برای اونی تنگ میشه

که نمی تونی عکسش رو به

    دیوار بزنی ...

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت 4:32 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

چه میکردی با غم هایت آنگاه که کلمه نبود ...

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط بهزاد |