تبليغاتX
غم تنهایی

 

انسان عاشق زیبایی نمی شود بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست

 

لينك ثابت| نوشته شده در شنبه 1387/04/08ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

همیشه تصور کن که توی یه دنیای شیشه ای زندگی میکنی

پس مراقب باش به طرف کسی سنگ نندازی

چون اول دنیای خودتو میشکنی

  

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه 1387/04/04ساعت 10:15 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

هانی بیر یار وفادار   که منه یار اولسون

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه 1387/03/20ساعت 9:52 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

زندگی کتابیست پر ماجرا ، هیچ گاه به خاطر یک ورقش آن را دور نینداز

 

لينك ثابت| نوشته شده در شنبه 1387/02/28ساعت 9:54 بعد از ظهر توسط بهزاد |

خدایا

من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش

کبریایی خود نداری ، من چون تویی دارم و تو چون خود نداری

 

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه 1387/02/10ساعت 10:0 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست

خوشبختی دوست داشتن داشتنی ها است

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/04ساعت 9:14 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

زندگی آب روان است روان میگذرد  هرچه اقبال منو توست همان میگذرد

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه 1387/01/26ساعت 5:57 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

تو مپندار که خاموشی من 

    هست برهان فراموشی من     

 

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/22ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

زیبا رویان بی وفایند چرا ؟؟؟

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه 1387/01/19ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط بهزاد |

 

غم تنهایی اسیرت می کنه       تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

 

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/15ساعت 7:35 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

سلام به همه ی دوستای گلم چهل روز گذشت و من بازم اومدم

بازم مثل همیشه زود زود آپ می کنم دیگه

 دوستون دارم  

 

لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه 1387/01/11ساعت 1:48 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

۴۰ روز دیگه بازم می نویسم

آخه قراره تا چهلم یکی از دوستام

صبر کنم

فدای همه دوستای گلم بشم

دوستتون دارم خیلی زیادددددددد

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه 1386/11/29ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

همدل و همنفسي نيست خدايا چه کنم؟

همرهم جز تو کسي نيست خدايا چه کنم ؟

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه 1386/11/29ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

عمري با غم عشقت نشستم

به تو پيوستم واز خود گسستم 

وليكن سرنوشتم اين سه حرف بود 

تو را ديدم. پرستيدم . شكستم

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه 1386/11/29ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

شب بود شمع بود من بودم و غم    شب رفت شمع سوخت من موندم و غم

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

چه قدر لباس سیاه بهت می یاد   اگه می دونستم زود تر می مردم

 

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه 1386/11/16ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

سلام به همه ی دوستای گلم

از همتون ممنونم که بهم سر 

میزنین و نظر میدین.

اگه ازشما بپرسن که بین کسی

که شما رو دوست داره ولی شما

 اونو دوست ندارین و کسی که شما

اونو دوست دارین ولی اون شمارو

 دوست نداره یکیشو انتخاب کنین

کدومو انتخاب میکردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه 1386/11/09ساعت 5:8 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

زندگی به من آموخت : دست دادن معنی رفاقت نیست

بوسیدن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن ضمانت تنها

نشدن نیست !!!

 

لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه 1386/11/07ساعت 3:57 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

عشق مرگ نیست زندگی است سخت نیست عین سادگی

است .عشق عاشقانه های باد و گندم است اولین پناهگاه

کودکی آخرین پناهگاه آدم است

 

لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه 1386/11/07ساعت 3:31 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

 

وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود

زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود

 

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/04ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط بهزاد |

 

بنازم غیرت غم راکه در تنهایی تنهایم نگذاشت

 


لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه 1386/11/02ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

شمع می سوزد و پروانه به دورش همه شب

من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم !؟!

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه 1386/11/01ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط بهزاد |

   

                                  روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع

                                    سرمن وقت وداع گوشه دیوار گریست  

 

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه 1386/11/01ساعت 1:24 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

ایام سوگواری محرم را بر همگی تسلیت میگم

 

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه 1386/10/21ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

  حکایت جالبیست که فراموش شدگان 

          فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمیکنند         

     

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/19ساعت 4:3 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

اونکه یه وقتی تنها کسم بود  

  تنها پناه دل بی کسم بود  

  تنهام گذاشتو رفت از کنارم 

  از درد دوریش من بیقرارم...

 

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه 1386/10/18ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

     بازي روزگار را نميفهمم من تو را دوست مي دارم، تو ديگري را، ديگري مرا و ما همه تنهاييم...

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

اشکهایم را پاک میکنم

وچشم هایم را میشویم

نه برای اینکه جور دیگر ببینم

میخواهم دیگران مرا جور دیگری ببینند

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت 4:40 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

 بدترین نوع فراغ زمانی هست که

  کسی رو که دوست داری در کنار

خودت داشته باشی ولی بدونی

 هیچ وقت نمی تونی مالکش بشی

 (مثل ؟؟)

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت 4:34 بعد از ظهر توسط بهزاد |

 

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه

دیوار اطاقش پر عکس میشه

اما دلت برای اونی تنگ میشه

که نمی تونی عکسش رو به

    دیوار بزنی ...

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت 4:32 بعد از ظهر توسط بهزاد |